پیام
0912-935-7594
4 مهر 1401
پاسخ
.
گزینه 3 صحیح است. بر اساس نظریههای روانشناسی و پژوهشها در مورد اختلالهای اضطرابی کودکان، گزینه (۳) سیستم بازداری رفتاری نقش محوریتری دارد.
توضیح علمی هر گزینه:
1) سیستم فعالسازی رفتاری (BAS): این سیستم با انگیزش، جستجوی پاداش، رویکرد به موقعیتهای جدید مرتبط است. در کودکان با اختلالهای اضطرابی، این سیستم معمولاً کمکار یا توسط سیستم بازداری سرکوب میشود. بنابراین نقش محوری در ایجاد اضطراب ندارد، بلکه ضعف آن میتواند در تشدید اجتناب مؤثر باشد.
2) سیستم جنگ و گریز: این یک سیستم پاسخ حاد به تهدید است و بخشی از سیستم عصبی سمپاتیک میباشد. در اختلالهای اضطرابی، این سیستم ممکن است بیشفعال باشد، اما این بیشفعالی بیشتر یک نتیجه یا علائم فیزیولوژیک اضطراب است، نه یک ویژگی شخصیتی محوری. این سیستم در لحظه تهدید فعال میشود، اما آنچه آسیبپذیری پایه را ایجاد میکند، اغلب سیستم بازداری رفتاری است.
3) سیستم بازداری رفتاری (BIS): ✅ این سیستم با حساسیت به تهدید، نشانههای خطر، تنبیه و نواقص مرتبط است. طبق نظریه جفری گری و پژوهشهای گسترده، فعالیت بیش از حد سیستم بازداری رفتاری، هسته اصلی آسیبپذیری برای اختلالهای اضطرابی است. کودکان با BIS قوی:
به راحتی نشانههای تهدید را در محیط تشخیص میدهند.
در موقعیتهای جدید یا مبهم دچار احتیاط و بازداری میشوند.
مستعد تجربه احساسات منفی مانند ترس، نگرانی و اضطراب هستند.
این سیستم پایهای برای اختلالاتی مانند اضطراب جدایی، اضطراب اجتماعی و اضطراب فراگیر در کودکان است.
4) صفات کمالگرایانه: کمالگرایی اگرچه یک عامل خطر و تشدیدکننده مهم برای اضطراب (به ویژه اضطراب عملکرد و اضطراب اجتماعی) است، اما یک ویژگی شخصیتی اکتسابیتر محسوب میشود. کمالگرایی میتواند هم علت و هم نتیجه اضطراب باشد. اما از نظر سلسله مراتب، به عنوان یک سازه زیرمجموعه یا مرتبط با سیستم بازداری رفتاری در نظر گرفته میشود (مثلاً حساسیت به اشتباه به عنوان یک تهدید). نقش آن اگرچه مهم است، اما محوریترین نیست.