پیام
0912-935-7594
4 مهر 1401
پاسخ
.
گزینه 2 صحیح است. اریک فروم، روانکاو و نظریهپرداز اجتماعی، سه جهتگیری بیمارگون شخصیت را شناسایی کرد که اساس نشانگان تباهی (Syndrome of Decay) را تشکیل میدهند. این سه اختلال شدید شخصیت عبارتند از: مردهگرایی، خودشیفتگی بیمارگون و همزیستی نامشروع.
1. مردهگرایی (Necrophilia)
فروم اصطلاح مردهگرایی را در معنایی گستردهتر از یک انحراف جنسی به کار برد. او از آن برای توصیف عشق به مرگ و هر آنچه بیجان، مکانیکی و ویرانگر است، استفاده کرد.
ویژگیهای شخصیت مردهگرا:
نفرت از بشریت و علاقه به نژادپرستی و جنگطلبی.
لذت بردن از کشتار، ویرانی و شکنجه.
طرفداری افراطی از قانون و نظم (به شکل سفت و سخت).
گفتوگوی مداوم درباره بیماری، مرگ و مراسم خاکسپاری.
ترجیح دادن تاریکی به روشنایی و عمل در خفا.
به عقیده فروم، این رفتارها صرفاً اعمالی پرخاشگرانه نیستند، بلکه نشاندهنده یک منش بنیادی ویرانگر هستند که کل زندگی فرد حول محور مرگ و تباهی میچرخد.
2. خودشیفتگی بیمارگون (Malignant Narcissism)
همه انسانها تا حدی خودشیفته هستند، اما خودشیفتگی زمانی به حالت بیمارگون تبدیل میشود که درک فرد از واقعیت را به کلی تحریف کند.
ویژگیهای خودشیفتگی بیمارگون:
ارزشگذاری افراطی بر هر آنچه متعلق به خود فرد است و بیارزش شمردن هر آنچه متعلق به دیگران است.
دلمشغولی وسواسی به سلامت جسمی (خودبیمارانگاری) یا احساس گناه اخلاقی درباره گذشته.
داشتن ادعاهای روانرنجور (حس برتری استثنایی بدون نیاز به اثبات آن).
وابستگی احساس ارزشمندی به خودانگاره خودشیفته، نه به دستاوردهای واقعی.
واکنش خشمگینانه به انتقاد و تمایل به نابودی منتقد.
در صورت انتقاد شدید، ممکن است خشم به درون ریخته شده و به صورت افسردگی و احساس بیارزشی عمیق ظاهر شود.
فروم معتقد بود حتی احساس گناه و افسردگی عمیق میتوانند نشانهای از خودشیفتگی ناهشیار باشند.
3. همزیستی نامشروع (Symbiotic Incestuous Fixation)
این اختلال به یک وابستگی افراطی و بیمارگونه به یک منبع قدرت (مانند مادر، خانواده، قبیله، کلیسا یا کشور) اشاره دارد.
ویژگیهای همزیستی نامشروع:
احساس جداییناپذیری از فرد یا نهاد میزبان.
از دست دادن هویت فردی و آمیختگی با دیگری.
ریشهگیری این وابستگی در نیاز به امنیت (نه نیاز جنسی) در دوران کودکی.
احساس اضطراب و وحشت شدید در صورت تهدید این رابطه.
تحریف نیروهای استدلال و ناتوانی در عشق ورزیدن اصیل.
جلوگیری از دستیابی به استقلال و یکپارچگی شخصیت.
نشانگان تباهی در مقابل نشانگان رشد
فروم این سه جهتگیری مخرب را در کنار هم «نشانگان تباهی» نامید. شخصیتهای تاریخی مانند آدولف هیتلر نمونهای بارز از همآمیزی این سه اختلال و تجسم نشانگان تباهی هستند. در نقطه مقابل، «نشانگان رشد» قرار دارد که از ترکیب زندهگرایی (عشق به زندگی)، عشق و آزادی مثبت تشکیل شده است.
درصورتی که منبع دیگری برای این پاسخ سراغ دارید، با ذکر نام کتاب، شماره صفحه و متن پاسخ، ما را یاری نمایید.